ﺑﺮﮔﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩﺑﻮﺩ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎورد ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را میگذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه ی اول را گرفت او در پروژه ی خود از 50 نفر خواسته بود تا داد خواستی مبنی بر کنترل سخت ویا حذف ماده ی شیمیایی «دی ه
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
گاهی خیره میشوم ب جایی میان خاطراتمان انقد ک نفهمم ساعت ها گذشته و من با صورتی خیس ماتو مبهوت مانده ام تنهام تنهایی ک شاخ و دم ندارد در من تویی هست ک هیچ وقت ما نشد
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
رفتھ سردار؛نفس تازھ ڪند برگردد چون ظهور گل نرجس بھ خدا نزدیڪ است
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
با ریختن خون عزیز ما، تایید شد انقلاب ما این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا میکند بکُشید ما را؛ ملت ما بیدا
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
سعودیها مسخره کردهاند ؛ که چطور شهید قاسم سلیمانی را در شورولت آمریکایی تشییع کردند نه ماشین ایرانی. باشه ناراحت نشید ، فردا که بن سلمان مرد روی شتر تشییع کنید تا در تاریخ بنویسند برای اولین
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
روزی مردی با عیالش مشغول غذا خوردن بود و در میان سینی ایشان مرغ بریان شده ای قرار داشت درآن حال سائلی به در خانه آمد و آنها او را مایوس کردند اتفاق افتاد که آن مرد فقیر شد وزنش را طلاق داد وآن
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
شازده کوچولو :وفاداری یعنی چی ؟ روباه : یعنی اگه تو سیارَت یه گل دیگه بود….تو عاشق گل خودت باشی:)
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
ادما عوض نمیشن ما بالاخره موفق میشیم بشناسیمشون
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
تو را با غیر می بینم،صدایم در نمی آید دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید نشستم،باده خوردم،خون گریستم،کنجی افتادم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک چه گویم
برچسب ها:
تاريخ : سه
شنبه
17 دی
1398 | 20:28 | نویسنده : حسن مرداد |
یادت هست…؟ چند ماه پیش را میگویم انتظار پاییز را میکشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را میکشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطرهها خواستیم بسازی
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
هر چہ گشتم در بساطم شعر نیست ساده تر مے گویم امشب…شب بخیر
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
شاعر آن است که بی ربط را رابط کند شب و روز بر هم کند حال همه رابط کند به همه ادمیان حال دهد غبط کند نه انکه بیراهه دهد بر همه کس خبط کند
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
اگه ازم بپرسن مهم ترین چیزی که زندگی بهت یاد داده چیه میگم هرجای زندگی حالت با کسی و چیزی خوب نبود ترکش کن مهم نیس تا کجا پیش رفتی. مهم نیس چقد زمان گذشته میگم هیچ وقت برای ترک مسیر و آدم اشتبا
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
واژه ی یلدا واژه ایست برگرفته از زبان سریانی که از لهجههای متداول زبان آرامی است به معنای تولد زبان آرامی یکی از زبان های رایج در منطقه خاور میانه بوده است برخی براین عقیده اند که این واژه در
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
در زمانهاى قديم، مردی ساز زن و خواننده ای بود بنام “برديا” که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و محافل عروسی، وقتی برای رزرو نداشت بردیا چون به سن شصت سال رسید روزی در دربار شا
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
دنیا به شایستگی هایت پاسخ میدهد نه به آرزوهایت پس شایسته ی آرزوهایت باش چه بسیار انسانها دیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباسها دیدم که درونش انسانی نبود به هر کس نیکی کنی او را ساخته ای و به هر
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
بوی یلدا را میشنوی؟ انتهای خیابان آذر باز هم قرار عاشقانهی پاییز و زمستان قراری طولانی به بلندای یک شب شب عشقبازی برگ و برف پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد آسمان بغض میکند… میب
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
در یوگا حرکتی هست به نام آغوش قانونش اینطور است که باید برای چند دقیقه خودت را سفت و محکم در آغوش بگیری فکرت را از همه چیز خالی کنی و فقط روی خودت تمرکز داشته باشی راستش خیلی وقت ها فکر میکنم اگر
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |
بمان كه فلسفهی اين شب دراز اين است كه يک دقيقه تو را بيشتر نگاه كنم
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه
1 دی
1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |

